آقا این موعودی های نامرد ٬ بدون اجازه ی من ٬ مقالم رو از روی سایت " باشگاه اندیشه " کش رفتن.
از اونجایی که دیگه وقت نوشتن ندارم ٬ ازتون می خوام که بی زحمت اصل مقاله رو در سایت موعود بخونید.
آدرس سایت اینه :
http://mouood.org/content/view/8016/3
فقط جان هرکی که دوسش دارین ٬ نظرتون رو همینجا برام بذارین. باور کنید برام خیلی مهمه !
در اواخر سدهی سیزدهم میلادی کتابی منتشر شد به نام ظُهَر (sefer ha-Zohar).
با انتشار این کتاب، تصوف یهودی (کابالا) به صورت یک نظام فکری و عملی سامان
یافته، منسجم شد و شکل نهایی خود را یافت. نویسندهی این کتاب فردی است به
نام "موسی بن شم تاو لئونی" (Moses bens hem Tov de leon) (1240-1305).
او این کتاب را در سالهای 1280 تا 1286 به رشتهی تحریر درآورده است. "ظهر" به
معنای "درخشش" است و با واژههای مشابه در زبان عربی خویشاوند میباشد.
این کتاب شامل نوشتههایی است در تفسیر "تورات" و کتب عهد عتیق به زبان
آرامی. کتاب مذکور به شیوهی متون عرفانی رایج در دنیای اسلام نوشته شده که از
زبان نماد و تمثیل و داستانهای رازآمیز برای بیان عقاید خود بهره میبردند.
موسی لئونی برای معتبر ساختن اثر خویش آن را به گذشتههای دور و به یک
خاخام یهودی به نام "شمعون بن یوهای"(Simon ben Yahai) منتسب کرد که گویا در
سدهی دوم میلادی میزیسته است.
"شمعون بن یوحای چنگ رومی ها میگریزد، و به مدت 13 سال در غاری پناه
میگیرد. در این مدت به عبادت و تفکر میپردازد و سرانجام رازهای هستی بر او
آشکار میشود."
موسی لئونی به کلی منکر تدوین این کتاب از سوی خود بود و ادعا مینمود که
یک زن یهودی و دخترش برخی دستنوشتههای قدیمی را در اختیار او نهادند که کتاب
فوق هم در میان آنها بوده است.
اصالت این کتاب در همان زمان مورد تردید قرار گرفت و امروزه نیز محققین تردیدی
ندارند که کتاب فوق در فاصلهی سالهای 1270 تا 1300 میلادی تدوین شده و مصنف
آن خود موسی لئونی است.(ibid, vol.5,P.1978;vol.16,PP.1208-1209)
مفاهیم رازآمیز این کتاب سرشار از پیشگویی دربارهی سرنوشت و "رسالت
الهی" و آیندهی قوم یهود است. پیشگوییهای کتاب از آنجا که به شمعون بن یوحای
در سدهی دوم میلادی نسبت داده میشود، طبعاً حیرت انگیز میباشد و اعتماد
خواننده را به این پیشگوییها جلب میکند. در این کتاب از ظهور دو مسیح سخن به
میان آمده: " مسیح بن یوسف" و" مسیح بن داوود". "مسیح بن یوسف" – مطابق
اعتقاد مسیحیان – همان عیسی بن مریم (علیهما السلام) و مسیح بن
داوود،"مسیح موعود" یهودیان میباشد. پیشگویی ظهور "مسیح بن یوسف" بدین
جهت بود که کتاب اعتماد مسیحیان را جلب کند (که موفق هم بود). مطابق آنچه که
در کتاب آمده، گشایش و نوزایی در کار دولت یهود، راه را برای ظهور دو مسیح باز
خواهد کرد.
تصوف یهودی (کابالا kabbalah ):
"کابالا" نامی است که بر "تصوف یهودی" اطلاق میگردد و تلفظ اروپایی "کباله"
عبری است به معنای "قدیمی" و "کهن". این واژه به شکل "قباله"ی عربی برای ما
کاملاً آشناست.
پیروان آیین کابالا (کابالیستها Kabbalists)، این مکتب را "دانش سرّی و پنهان"
خاخامهای یهودی میدانند و برای آن پیشینهای کهن قائل میباشند. برای نمونه،
مادام بلاواتسکی، رهبر فرقهی "تئوسوفی"، مدعی است که "کابالا" در اصل کتابی
است رمزگونه که از سوی خداوند به پیامبران، و به گونهای خاص آدم، نوح، ابراهیم و
موسی علیهم السلام نازل شد که حاوی دانش پنهان قوم بنی اسرائیل بود. به ادعای
بلاواتسکی، نه تنها پیامبران بلکه تمام شخصیتهای مهم فرهنگی، سیاسی و حتی
نظامی تاریخ چون افلاطون، ارسطو، اسکندر و... ، دانش خود را از این کتاب گرفتهاند.
(H.p.Blavatsky, Theosophical Glossary, London: Theosophical publishing society, 1892.P.168)
این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه برای "تصوف یهودی"، به عنوان یک مکتب
مستقل فکری، نیز پیشینهای جدی نمیتوان یافت.
مطابق اسناد تاریخی، قدیمیترین فلسفه پرداز یهودی، فیلواسکندرانی میباشد
که در اوایل سدهی اول میلادی میزیسته است. او بیشتر یک متفکر هلنی است تا
یهودی. از دیگر چهرههای برجستهی یهودی در این زمینه میتوان به "ابویوسف یعقوب
بن اسحاق القرقستانی" (سدهی چهارم هجری/ دهم میلادی) اشاره کرد. او نیز یک
متفکر و نویسندهی قرائی است و به فضای فکر یهودیت تلمودی (خاستگاه اصلی
یهودیت امروزی) تعلق ندارد.
آغازگر و پایهگذار پدیدهی کابالا را باید "اسحاق کور" دانست که در قرن سیزدهم
میلادی در بندر ناربون (Narbonne) در جنوب فرانسه میزیست. او برخی از نظرات
عرفانی را بیان میداشت. مفهوم "عین صوف" ساختهی اوست. این مفهوم را که به
معنای "لایتناهی" است، اسحاق به معنی خداوند به کار برد. این مطابق همان
"معمار بزرگ کائنات" است که امروزه توسط فراماسونری(شبکهای سیاسی که کابالا
جزء لاینفک اعتقادی آنهاست) به جای مفهوم خداوند به کار میرود.