تبليغاتX
سفر با تو بودن

سفر با تو بودن

سفری از اسفار آفرینش

رسم عاشقی
نویسنده : محمد - ساعت 14:42 روز پنجشنبه 24 بهمن1387
 
 

رسم عاشقی

 

 

آتشی در سينه دارم جاودانی
عمر من مرگی است نامش زندگانی


رحمتي كن كز غمت جان مي سپارم
بيش از اينم طاقت هجران ندارم


كی نهی بر سرم پای ای پری از وفاداری
شد تمام اشك من بس در غمت كرده ام زاری


نوگلی زيبا بود حسن و جوانی
عطر آن گل رحمت است و مهربانی


ناپسنديده بود دل شكستن
رشته ی الفت و ياری گسستن


كی كنی ای پری، ترك ستمگری؟
مي فكنی نظری ، آخر به چشم ژاله بارم


گرچه ناز دلبران دل تازه دارد
ناز هم بر دل من اندازه دارد


حيف اگر ترحمی نمی كنی بر حال زارم
جز دمی كه بگذرد از چاره كارم

 

دانمت كه بر سرم گذر كنی به رحمت اما
آن زمان كه بر کشد گیاه غم سر از مزارم

 

شاعر : ملک الشعرای بهار

 

      دانلود آهنگ با صدای همایون شجریان