تبليغاتX
سفر با تو بودن

سفر با تو بودن

سفری از اسفار آفرینش

اندر حکایت حامیان چیز ...ببخشید ! موج سبز
نویسنده : محمد - ساعت 22:15 روز چهارشنبه 20 خرداد1388
 
 

 

 

اي جوانان عجم اجر شما با اسفناج!

مثل سلطانی که صبح افتاده است از تخت و تاج


گيج گيجم، گول گولم، هاج و واجم، هاج و واج


پيش از اين در عهد دقيانوس عشقی بود و نيست


عاشقی پول سياهی بود کافتاد از رواج


روزگاری عقل و عشق از ما گرفتی خط و ربط

روزگاری هند و چين مي‌دادی ايران را خراج

عاشقان پر مي‌کشند اين روزها در قصر وهم


شاعران افتاده‌اند اين روزها از برج عاج


زندگی اين روزها اين است : تزويج دو ضد


کافر زاهد صفت با شاعر عاشق مزاج



نيستی در خانه‌ها حرفی به غير از داد و قال


نيستی در سفره‌ها چيزی به غير از احتياج

عارفان يعنی خريداران درد بی دوا



صوفيان يعني گرفتاران زخم بی علاج


شيخ يعنی آن که در خلوت نمي‌بيند خدا


خواجه يعنی آن که بازی مي‌کند با خشت و خاج

در فتوت نامه تان چيزی نخواندم جز حسد

در سياست نامه تان حرفی نديدم غير باج


بعد از اين بر عقل و دينم مي‌کشم طرحی دگر


بعد از اين بر شعرهايم می‌زنم چوب حراج

غير شاعر کس به شعر شاعران قيمت نداد


کس اميرالحاج را حرمت نکردی غير حاج


سبزی از دل‌هاي مان رفته ست، دل‌ها آهنی ست


ای جوانان عجم اجر شما با اسفناج!

عصر حجيّت گذشت و دور عليّت رسيد

حجّت ما همچنان عشق است روز احتجاج


کاش باران مي‌گرفتی در شب ما کاش کاش


کاش نرگس می‌دميدی در دل ما کاج کاج


...


عليرضا قزوه

اسفند ماه 1387 ـ دهلی نو